... طرح جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوارهاي كشور ...
به نام خدا
- طرح جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوارهاي كشور 18/08/1390
صبح كه از خواب بيدار شدم ،بابا محسن رفته بود سر كار. هوا سرد بود و پسري من هم هنوز خواب بود. مادر روحي هم بيدار بود و صبحانه رو آماده كرده بود و منتظر بيدار شدن من بود.

از هفته ها قبل همه جا صحبت از جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوارهاي كشور بود.از خواب كه بيدار شدم ،دست و صورتم رو شستم و نشستم واسه خوردن صبحانه كه صداي زنگ در اومد، در رو كه باز كردم متوجه شدم يه خانمي واسه پر كردن پرسش نامه خانوار اومده.

بعد از سلام و عليك هاي معمول ،اون خانم شروع به پرسيدن سؤالاتش كرد. اولين سؤالش در مورد تعداد اعضاي خانواده ما بود ومن هم با خوشحالي گفتم: "سه نفر" ...
بعد ازچند تا سوال ديگه ازم پرسيد و بعد شماره ملي پسري روخواست. اما چون هنوز واسه پسري شناسنامه نگرفته بوديم،گفتم نمي دونم .

اون خانم با تعجب به من نگاه كرد و بعد من براش توضيح دادم كه ما 4 روزه كه 3 نفر شديم.
اون خانم لبخندي زد و قدم پسريمون رو تبريك گفت و قرار شد وقتي بابا محسن شناسنامه رو گرفت زنگ بزنم و اطلاع بدم.

بعد از تكميل فرم براي اون خانم شيريني تولد پسري رو تعارف كردم و بعد خداحاعظي كرديم.
و اين طوري شد كه اسم پسري من به عنوان يك ايراني در جمعيت ايران ثبت شد.



... طرح جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوارهاي كشور ...
